
مپرس شادی من حاصل از کدام غم است که پشت پرده ي عالم هزار زیر و بم استزيان اگر همه ي سود آدم از هستي ست جدال خلق چرا بر سر زياد و كم استاگر به ملک رسیدی جفا مکن به کسی که آنچه کاخ تو را خاک میکند ستم استخبر نداشتن از حال من بهانه ي توست بهانه ي همه ظالمان شبیه هم استکسی بدون تو باور نکرده است مرا که با تو نسبت من چون دروغ با قسم استتو را هوای به آغوش من رسیدن نیست وگرنه فاصله ي ما هنوز یک قدم استفاضل نظری...
ادامه مطلب