خیال باشی اگر هم، دمی بمان با ما
به خواب آ و به مرهم، دمی بمان با ما
هزار جهد بکردم رخ تو بینم باز
بدست غصه نمیرم، دمی بمان با ما
به بند بند وجودم صدای خنده ی توست
برای پایش این دم ،دمی بمان با ما
قسم به صبح سعادت، که تا به دوزخ عشق
به آتش تو بسوزم، دمی بمان با ما
نبودی و به نبودت هزار غصه به خط
تو ای فسانه ی عالم، دمی بمان با ما
شکسته شد دل پیمان زبس به راه نشست
چو سرزدی به مزارم، دمی بمان با ما
حسین جباری [گل]
برچسب:
نویسنده: آیلین کمالی