خرید بک لینک

خیال باشی اگر هم، دمی بمان با ما

به خواب آ و به مرهم، دمی بمان با ما

هزار جهد بکردم رخ تو بینم باز

بدست غصه نمیرم، دمی بمان با ما

به بند بند وجودم صدای خنده ی توست

برای پایش این دم ،دمی بمان با ما

قسم به صبح سعادت، که تا به دوزخ عشق

به آتش تو بسوزم، دمی بمان با ما

نبودی و به نبودت هزار غصه به خط

تو ای فسانه ی عالم، دمی بمان با ما

شکسته شد دل پیمان زبس به راه نشست

چو سرزدی به مزارم، دمی بمان با ما

حسین جباری [گل]


برچسب‌ها: حسین جباری

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: دوشنبه 24 آذر 1404 ساعت: 17:06

مهتاب چه میکند با شب بوها

درست مثل تو که نمیدانی چشمانت


برچسب‌ها: علی صادقی

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: دوشنبه 24 آذر 1404 ساعت: 17:06

پخته تر وقتی شوی از جمع ها دوری کنی
بالاخص از آشنا ها، مار ها ،کفتار ها

می کشی دیوار دورت تا بمانی در امان
از روانی ها و جانی ها و پر آزار ها

تا که آرامش ببیند اندکی داری فقط
می کند هی حمله عقرب زاده ها تاتار ها

مثل زالو خون آدم را فقط هی می مکند
زامبی ها ،تشنه ی خون ، بی امان خون خوار ها


عیب دیگر بیند اما عیب خود هرگز که نه
رسم این طایفه می باشد همین بیکار ها

سهراب عرب زاده


برچسب‌ها: سهراب عرب زاده

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: دوشنبه 24 آذر 1404 ساعت: 17:06

ضعف گناه نیست. خدا ما رو با ایرادهای خاصمون آفریده و چالش رفع اون‌ها رو توی وجودمون گذاشته. روبه‌رو شدن با اون‌هایی که بیشتر از همه ما رو آزار می‌ده امتحان واقعیه.

✍ جان_هارت


برچسب‌ها: خدا

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: دوشنبه 24 آذر 1404 ساعت: 17:06

می گویند چیزهای خاص

زمان می برند اگر واقعی باشند

و من منتظر می مانم

تا ابدیت بیایدُ بگذرد

و تو واقع شوی

پرویز صادقی


برچسبها: پرویزصادقی
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۲ساعت 15:35 توسط محمد |

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: سه شنبه 22 اسفند 1402 ساعت: 15:24

آخر اي دوست نخواهي پرسيدکه دل از دوري رويت چه کشيدسوخت در آتش و خاکستر شدوعده هاي تو به دادش نرسيدداغ ماتم شد و بر سينه نشستاشک حسرت شد و بر خاک چکيدآن همه عهد فراموشت شدچشم من روشن روي تو سپيدجان به لب آمده در ظلمت غمکي به دادم رسي اي صبح اميدآخر اين عشق مرا خواهد کشتعاقبت داغ مرا خواهي ديددل پر درد فريدون مشکنکه خدا بر تو نخواهد بخشيد•| #فریدون_مشیری |•ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: يکشنبه 13 اسفند 1402 ساعت: 14:21

پستچی های دنیا

پیام آور

شادمانی

آدمیان

هستند

اما

رسولان

خاورمیانه

پیامبر

و

پیام آور

چه پیام هایی

بوده اند

که

امت های شان

پیوسته

با هم

اختلاف

و

جنگ دارند؟

پرشنگ بابایی[گل]


برچسبها: پرشنگ بابایی

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: سه شنبه 19 دی 1402 ساعت: 20:20

خوش رویی

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1402 ساعت: 19:48

همه می گویند که زندگی سر بالایی و سرازیری دارداما من می گویم: زندگی هر چه که هستجریان دارد؛می گویم:تا خدا هست و خدایی میکند امید هستفردا روشن استu200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du206au206cu206eu206eu206eu206au206cu206eu206eu206eu206au206cu206eu206eu206eu206au206cu206eu206eu206eبرچسبها: خدا, صبح, زندگی + نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان ۱۴۰۲ساعت 19:24 توسط محمد | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1402 ساعت: 15:15

خورشید من !در نور توسایه ها می می میرندو رؤیاهای من رنگ می گیرندتو می وزیُ من در عشقگلبرگ به گلبرگ گشوده می شومآن سان که بهاربه گل های سرخ می گویدباز شوندخانه ام آغوش توستسرشار از ترانهٔ قلبتاین سیلاب های گلُ ریحانکه هوای زمین راجا به جا می کنندو در گلوی زندگیجان می ریزندو من تو رابا احساس عاشقانه ای کههر گزخاموشی نمی پذیرددر هر لحظه از همیشهدوست خواهم داشتپرویز صادقیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: چهارشنبه 24 آبان 1402 ساعت: 19:29

تمام بهار و تابستان و پاییز را

به دنبال گردآوری کلمات خواهم بود

زمستان تو در خوابی و من

بلندبالاترین شالگردنِ کلمات را

برایت میبافم...

مبینا گلستانی پور[گل]


برچسبها: مبیناگلستانی پور
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان ۱۴۰۲ساعت 17:11 توسط محمد |

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1402 ساعت: 21:11

شبی در بند ظلمتنگاهت در نگاهماگر عشقم تو بینیچو طفلی سربراهمچنان درگیر عشقیکه شرمم را نبینیز چشمانم تو سرمستمن چنانم تو چنینیتو ای عشق اهورابه روح من گلاویزتنم عریان بوسستشدم از شرم لبریزدمی بوسه برآن زخمکه بر قلبم نشستهکمی تیمار کن آنغمی که پینه بستهز آغوشم چه خواهیتنم رنجور درد استدر اینجا عشق بازیتنورش سرد سرد استمدارا کن کمی مردکه عشق میخواهد آغوشبه اندوه دل منکمی بگذار سرپوشاگر از من بپرسیز احوال درونممن آن برگ بهارمکه در فصل خزانممدارا کمی مرددلم دریای درد استتنی که دل ندارداجاقش سرد سرد است مریم حصاری[گل]برچسبها: مریم حصاری + نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد ۱۴۰۲ساعت 20:18 توسط محمد | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1402 ساعت: 15:07

اے نبــ|ـہـ۸ـہـ|ـض زمان

،زمانہ دلگیࢪ شدھ ست

برگرد ڪـہ ظھورتان

ڪمۍ دیر شدھ ست.

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1402 ساعت: 15:07

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: چهارشنبه 4 مرداد 1402 ساعت: 11:50

دلم میخواست

تا یک شب بگویم "دوستت دا…" نه

امان از عقل مغروری که ما را تا جنون برده!

#مجید_ترکابادی

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: چهارشنبه 4 مرداد 1402 ساعت: 11:50

صفحه بندی