
ما از خدای گم شدهایم او به جستجوست چون ما نیازمند و گرفتار آرزوستگاهی به برگ لاله نویسد پیام خویش گاهی درون سینه مرغان به های و هوستدر نرگس آرمید که بیند جمال ما چندان کرشمه دان که نگاهش به گفتگوستآهی سحر گهی که زند در فراق ما بیرون و اندرون زبر و زیر و چار سوستهنگامه بست از پی دیدار خاکئی نظاره را بهانه تماشای رنگ و بوستپنهان به ذره ذره و ناآشنا هنوز پیدا چو ماهتاب و به آغوش کاخ و کوستدر خاکدان ما گهر زندگی گم است این گوهری که گم شده مائیم یا که اوستاقبال لاهوری...
ادامه مطلب