
این قهوه پُرازعشق است،از فال نزن حرفی یک شهرخراب اوست،جنجال نزن حرفیبا بودن تو خاك است،مانند هوا زیبا پرواز زمینی شد،از بال نزن حرفیانگار خدا برگل، تصویر تو را بخشید نقاشی زیبائیست،تمثال نزن حرفیبا غمزه ی یک اَبرو، وادي بخارا رفت نوبت به سمرقنداست،از خال نزن حرفیعمریست که من راتو،گمراه خودت کردي گمراهی توعشق است،اغفال نزن حرفیهر روز که می آيد، یک سال ز تو گفتم هر سال ز من گفتی، امسال نزن حرفیاز دوري توپرواز،درهاله ي ابهام است پروانه فنا گردید،از حال نزن حرفیناصرپرواني...
ادامه مطلب