804
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 22:59
من خاطره نمیدانم هر بار که قدم میزنیم گوشهای از قلبم کف ِ پیادهرو میماند، خیابانی که هرگز تمام نمیشود..__سیدمحمد مرکبیان__ برچسبها: سیدمحمدمرکبیان+ نوشته شده در شنبه بیستم خرداد ۱۳۹۶ساعت 22:48 توسط محمد |
805
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 22:59
[unable to retrieve full-text content]می ترسم از زنان زیبا بیشتر از زن های زیبایی که نام هایی زیبا دارند xa0 می ترسم از زندان بیشتر از زندان هایی که نام هایی زیباxa0 بر آن ها گذاشته باشند xa0 مثلا همین دریا که زندانی ستxa0 با میله هایی از آب xa0 می ترسم این خشکی ادامه ی همان دریا باشد و ما سال ها در...
378
-
تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 18:04
ساعتهاي زيادي، پشت پنجره ميشينم و آدما رو تماشا مي كنم ... آدمايي كه تند تند راه مي رن حتما يه جايي، كسي رو دارن كه منتظرشونه، اونايي كه يه گوشه ايستادن، قطعا منتظر كسي هستن كه نفس نفس داره مياد ... اما آدمايي كه سرشون پايينه و آروم و تنها قدم مي زنن، حتما دارن به كسي كه نيست فكر مي كنن. بنظرم، لذتي...
379
-
تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 18:04
حالِ خرابِ حضرتِ پاییز،مالِ من شأنِ نزولِ سورهی باران بهنامِ توتنها نه من به مهرِ تو آذر به جان شدمدلتنگیِ دقایقِ آبان به نامِ تو... #علیرضا_رنجبر
380
-
تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 18:03
همه چیز خوب است جز احوالِ من که مدت ها مدت ها از دیدنِ تو محروم بودم... همه چیز خوب است جز همان گوشه ی خالیِ دلم...امیرمحمد_مصطفی_زاده
381
-
تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 18:03
زياد كه بمانی فراموش می شوی! هستی تو را ميبينند با تو حرف ميزنند اما فراموش شده ای مانند تمام چيزهايی كه دو رو برت داری اما به آنها حتی فكر هم نميكنی!سپيده_اميدى
340
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 22:24
می دانی برای من زندگی این است که تو راه بروی و من نگاهت کنم تو زندگی کنی و من محو تو باشم تو چای بنوشی و من غرق شوم تو موهایت را باز کنی و من بمیرم:)" جاوید_جوان "
341
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 22:24
گفته می شد هر که با ما نیست با مادشمن است گفتم آری این سخن فرموده اهریمن است اهل معنا اهل دل با دشمنان هم دوستند ای شما با خلق دشمن ؟ قلبهاتان از آهن است؟ فریدون مشیری
342
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 22:24
مپرس شادی من حاصل از کدام غم است که پشت پرده ي عالم هزار زیر و بم استزيان اگر همه ي سود آدم از هستي ست جدال خلق چرا بر سر زياد و كم استاگر به ملک رسیدی جفا مکن به کسی که آنچه کاخ تو را خاک میکند ستم استخبر نداشتن از حال من بهانه ي توست بهانه ي همه ظالمان شبیه هم استکسی بدون تو باور نکرده است مرا که ...
343
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 22:23
مردانه که دلت بگیرد کدام زن میخواهد آرامت کند…؟مردانه که بغض کنی چه زنی توانایی آرام کردنت را دارد…؟ مرد که باشی حق این ها را نداری… مرد که باشی حق ات فقط در دل نگهداشتن است…. مرد که باشی از دور نمایِ کوهی را داری , مغرور و غمگین و تنها…. مرد که باشی شب که دلت بگیرد یک نخ سیگار روشن میکنی و خودت را ...
344
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 22:23
تا وقتی در شعرها و واژه هایم هستی ترشرو نباش ، شیرین من زیرا گرچه در گذر زمان پیر می شوی اما در نوشته های من هرگز پیر نمی شوی نزار قبانیترجمه : یدالله گودرزی
345
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 22:23
بیان عشق به اندازه ی خود عشق مهمه آدما به بیان کردن و بیان شدن احتیاج دارند به کسی که دوستش داری بگو که دوست دارمفریبا وفی
346
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 22:23
347
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 22:23
اين سيب را چگونـــــه دهــــــانی نچيده است اين سيب را که اين همه سرخ و رسيده استسيبی کــــــه عکس عادت و قانون جاذبه سوی خودش تمام زمين را کشيده استبی شک کليد روضه ی رضوان به دست اوست آن باغبـــان کــــــه ميوه چنين پروريــــده استبازار سيب سخت کســـــــاد است حيرتا! اين سيب را خدا ز چه باغی خريده ...
348
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 22:22
حق بده اگر نباشی شعرهایم نیمه تمام بمانند مگراینکه به عقب برگردیم تو از اول نیامده باشی ، من شاعر نباشم! ((هانیه زند))
349
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 22:22
مرا با تنت بپوشان ما اندازه آغوش همیم تو برای من دوخته و من برای تو خواهم سوخت ((جواد عباسی))
330
-
تاریخ: 1395/7/27 ساعت: 4:22
وقتی در خانه نیستی زلزله آتش سوزی و حتی بادی که به پنجره می کوبد وحشت زده ام می کند ... می ترسم هیچ راه فراری به آغوش تو نباشد."منیره حسینی"
331
-
تاریخ: 1395/7/27 ساعت: 4:22
هر روز به دار می آویزند مرا خاطراتی که از تو دستور می گیرند!خاطراتی که مُدام صندلی را از زیر پایم می کشند!اما نمی دانند که من نمی میرم!نمی میرم!فقط در هوای "تو" معلّق می مانم... "مینا آقازاده" پ.ن:خودکشی تو خیال هم خوب نیست..
328
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 22:59
مگر نبودنت میگذارد که بی تو آرامش، میهمان لحظاتم باشد سالهاست به ظاهر نبودنت عادت کرده ام اما،نبودنت هرروز که نه هرساعت درونم را آتش میزند من، بی تو آتشفشان غمم بیا و با آمدنت آتش نشسته بردرونم را گلستان کنرضا_پورمنفردی_نوخندان
329
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 22:59
هیچ دوره ای جای خودش نبود کودک بودم، می گفتند: تا کی می خواهی کودک بمانی،بزرگ شو! جوان شدم، گفتند: سعی کن ،کودکِ درونت را زنده نگاه داری!! و من همیشه تشنه ی کودکی ماندم. هیچ دوره ای جای خودش نبود...