شب نوشته

مطالب مرتبط با «310» در شب نوشته | نویسنده: آیلین کمالی

310

مثل کوهی که سر از آب نیاورد برون دیر برخواستی از خواب خوش ای بخت نگون!عقل من گرچه به جز چون و چرا هیچ نداشت بعد انکار تو دیگر نه چرا داشت، نه چونچون اناری سر راه تو به خاک افتادیم تا بغلتیم در آغوش تو ای رود! به خوندل بی حوصله صدبار فروریخته بود زیر این سقف نمی زد اگر آن آه ستونپاسخی در خور پیچیدگی موی تو نیست می کشد کار من از فکر تو آخر به جنون#فاضل_نظری...

ادامه مطلب