شب نوشته

مطالب مرتبط با «347» در شب نوشته | نویسنده: آیلین کمالی

347

اين سيب را چگونـــــه دهــــــانی نچيده است اين سيب را که اين همه سرخ و رسيده استسيبی کــــــه عکس عادت و قانون جاذبه سوی خودش تمام زمين را کشيده استبی شک کليد روضه ی رضوان به دست اوست آن باغبـــان کــــــه ميوه چنين پروريــــده استبازار سيب سخت کســـــــاد است حيرتا! اين سيب را خدا ز چه باغی خريده استاين کيست اين که در تب سيبی چنين قشنگ دست و دل از تمــــــام عـزيــــــزان بريده استاين مرد اين که در پی يک ميوه ی حلال از عرش تا به فرش خدا را دويده است آری منم که در تب سيبی چنين قشنگ اينگونـــــه رنگ سبز سرودم پريده است....

ادامه مطلب