خرید بک لینک
تا حالا شده بعد سال ها برگردید به خانه ای قدیمی که در آن بزرگ شده اید؟

در اتاق ها را یک به یک باز کنید و هوایشان را استشمام کنید...

داخل گنجه ها را بگردید و کلی چیزهای خوب و بد پیدا کنید.

من امشب همین حس را دارم.

حالا که بعد از حدود سه سال پسورد این وبلاگم را بازپس گرفتم و گفتم سلامی کنم.

این غزل تازه تقدیم تان. به زودی در کتاب جدیدم منتشر خواهد شد

چه حاجت است به این شیوه دلبری از من؟

تو را که از همه ی جنبه ها سری از من

درخت خشکم و هم صحبت کبوترها

تو هم که خستگی ات رفت، می پری از من

اجاق سردم و بهتر همان که مثل همه

مرا به خود بگذاری و بگذری از من

من و تو زخمی یک اتفاق مشترکیم

که برده دل پسری از تو، دختری از من    

گذشت فرصت دیدار و فصل کوچ رسید

دم غروب، جدا شد کبوتری از من

نساخت با دل آیینه ام دل سنگت

تویی که ساختی انسان دیگری از من

چه مانده از تو و من؟ هیزم تری از تو

اجاق سوخته ی خاک بر سری از من

چه مانده باقی از آن روز؟ دختری از تو

چه مانده باقی از آن عشق؟ دفتری از من

 

علیرضا بدیع

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت: 13:37

صفحه بندی