خرید بک لینک
وقت آن شد که بیایی و سلامی بدهی
با لب بستهء خود حرف و کلامی بدهی

ای که لب بازگشایی به سخن از مهرت
غنچه لب باز کنی،بوسه و کامی بدهی

جان من! دیر کنی این دل پر خواهش من
قهر کند،دست غریبه می و جامی بدهی

تا به کی بر سر راهت بنشینم دل خوش؟
قلب پابست مرا هدیه به شامی بدهی

گر نیایی به یقین سر به بیابان بزنم
این دل غمزده را دست غلامی بدهی

گر بنوشی تو ز میخانه شبی جام بلا
شعر شاعر تو بخوانی و پیامی بدهی

هر شبی را که بخوابم تو نباشی در برم
انتظارت بکشم تا که بیایی و سلامی بدهی

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: يکشنبه 21 بهمن 1397 ساعت: 16:23

صفحه بندی